الشيخ حسين المظاهري
34
معارف اسلام در سوره يس (فارسى)
فهمانيده است . استاد بزرگوار ما ، رهبر عظيمالشأن انقلاب ، دربارهء قضيه حضرت خضر ( ع ) و حضرت موسى ( ع ) كه بنا شد حضرت موسى ( ع ) كلاس مخصوص ببيند مىفرمودند : اين چند آيه يك دنيا علم است ، يك دنيا فلسفه است ، مسئله جبر و تفويض و مسئله قضا و قدر را به خوبى حل كرده است ، مثل كسى كه هفتاد سال در فلسفه و عرفان غوطهور بوده است ! در اين آيات قرآن مىخواهد بفهماند كه نسبت فعل را هم به فاعل قريب مىشود داد و هم به فاعل متوسط و هم به فاعل بعيد . آنجا كه مىگويد : خدا قبض روح مىكند ، براى اين است كه ملكالموت از طرف خدا و علتالعلل ، خداست و همه چيز به دست اوست : « بيده ملكوت كلّ شييٍ » آنجا كه مىفرمايد « ملك الموت قبض روح مىكند » براى اين است كه ملكالموت موكل اين كار است كه قرآن شريف هم مى فرمايد « قل يتوفيكم ملك الموت الذبي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمّ الي رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ » ، كارش قبض روح است . اما ملكالموت شخصاً روح همه را نمىگيرد ، او براى خواص مىآيد ، ولى براى قبض روح عموم مردم ، اعوان و انصارى دارد و دستيار و مددكارى . مثلًا اگر پاسبانى دنبال شما بيايد ، مىتوايد بگوييد پاسبان مرا گرفت و مىتوانيد بگويد شهربانى مرا گرفت ، مىتوانيد نسبت فعل را به فاعل قريب يا متوسط و يا بعيد بدهيد . پس همان چيزى كه اين شخص خيال مىكرد تناقض است ، خودش يك مطلب علمى قرآن به حساب مىآيد ! بنابراين اگر كسى بيست و سه سال حرف بزند ، تقريباً هفت هزار آيه بياورد ، در حوادث گوناگونى زندگى كند ، و يك تناقض هم در كلامش نباشد ، اين چيزى جز معجزه نمىتواند باشد و چنين چيزى جز از طرف خداوند نمىشود . اين هم بعد سوم تحدى قرآن . 4 - تحدى به حكمت و علم : مهمتر از سه موردى كه ذكر شد ، تحدى قرآن از نظر حكمت و علم است . « والقرآن الحكيم » اين هم يك تحدى است كه با فصاحت و بلاغت عجيبى بيان شده است . « والقران الحكيم انّك لمن المرسلين » يعنى من پيامبرم و دليلش هم قرآن است ، قرآنى كه سراسر حكمت است ، قرآنى كه گفتيم روشش